یادش بخیر
همیشه ازبچگی دوست داشتم زندگیم یه قصه باشه شبیه همون قصه هایی که مامان برامون میخوند ساده قشنگ رویایی و به زیبایی یه معجزه خیلی سال ازاون شب ها میگذره امامن هنوز توباورم زندگی رو یه معجزه میدونم یه اتفاق خوب یه شروع نو یه پایان قشنگ ولذت بردن ازهمه زمان هایی که داره به سرعت میگذره بله به سرعت ومن ایمان دارم که روزی معجزه زندگی هرکس توی یه لحظه خاص صورت میگیره عزیزم تو چهارمین معجزه زندگی من هستی چهارمین بله اولین آشنایی من با مهربان ترین مرد دنیا دوم...
نویسنده :
نازی
12:50











