دوماهگی پازسا


بالاخره دوماه ازتولدته تاغاری مامان گذشته مامان هم کم کم داره قوای از دست رفته اش رو به دست میاره پارساکوچولو همچین تودل همه جاکرده که نگو همه فامیل دم به ساعت زنگ میزنن وهی اظهاردلتنگی میکنن که چرا نمیاریین پارسا روببینیم این وسط دلم به حال پوریای خوشگلم میسوزه بااین که بچه اس ولی مثل ادم بزرگ ها رفتارمیکنه اصلا به روی خودش نمیاره یه ذره حسادت تووجودش نیس برعکس وقتی پارسا گریه میکنه ناراحته میگه مامان پس چراتندتندبزرگ نمیشه بامن بازی کنه شش سالشه ومثل بیست ساله ها باپارسارفتارمیکنه


نی نی مامان کل بعدازظهرروخوابه

نی نی کوچولوی ماوقتی ازخواب بیدارمیشه
وقتی داداشی پیشش باشه محاله گریه کنه

فداش بشم که برعکس داداش پوریا اصلابغلی نیس هروقت هم بغل بخوادفقط اخم میکنه
اخه کی دیده موهای نی نی دوماهه روکوتاه کنن ماشاالله یادت نره 

همه پوشاکها بهش سازگاره موقع تعویض پوشکش کلی میخنده


عاشق تسبیحه اخه بااسمش هم خونی داره پارسایعنی زاهدوپرهیزکار 
اینجام که مامانی واکسن دوماهگیته تب داشتی باباداره دونصف شب پاشویت میکنه توقابلمه 

هههههههه



دوماهگی پازسا
