پارساجونم مریض شده


خوشگل مامان مریض شده توسه ماهگی .عزیزم میدونی مامانو باباچقدرغصه خوردن فکرمیکردیم یه طوری شدی عزیزم هرچی شیرمیخوردی بلافاصله بالا میاوردی اونم باچه وضعی تا عصرمامانی پنج شش دست لباس میپوشوندبهت ولی همون دقیقا اول همشون کثیف میشد مامان دیگه طاقتش تموم شده بود شب وروز برات گریه میکرد ازغصه شب وروز نداشتیم چندتادکترخوب بردیمت میدونی همشون چی میگفتن اینکه نی نی ما یه کم شکموتشریف داره زیادشیرمیخوره
حجم معدش پرمیشه مجبوره بریزه بیرون
دکترامیگفتن هردوساعت یه بار بایدشیربخوری که شماهم ماشالله به نیم ساعت هم راضی نبودی همش میخواستی بغل مامان باشی وشیربخوری تازه دکتر گفته هرباربعدازشیرخوردن یکی دوباربایدبادگلوتوبگیریم نبایدبغل مامانی باشی تاگریه ات بگیره وبازم شیربخوای زحمت این کاررو یکی دیگه بایدبکشه که خودت میدونی مابه غیرباباکسی رو نداریم که ازجوون وخواب واستراحتش برامون مایه بذاره




پارساجونم مریض شده
