اولین زمستون پارسا
آن شب سرد که همه در خواب ناز بودند، آسمان عروس دل ناز کش را برای دل یخ زده زمین چشم روشنی فرستاد. همان شب تور حریر آن عروس بر دامن سرد زمین پهن شد و زمین تاج مرواریدبند آسمان را بر سر گذاشت. 
فرشته کوچولوی مامان امروز 14آذر92 اولین برف زمستونی شوتجربه کرد
وقتی بابا وپوریا داشتن ادم برفی درست میکردن پارسا ی قندعسلم ایتقدرباحسرت ازپشت شیشه نگاه میکردی همش غرمیزدی میخواستی بری حیاط باداداشی وبابایی برف بازی کنی ازصدای خنده هاشون توهم میخندیدی به آدم برفی زل زده بودی فکرمیکردی اونم نی نی دیگه اس حیف که به خاطرسرمانتونستیم زیادزیربرف نگه ات داریم آسمونوکه نگاه میکردی برفها میرفتن توچشمت میترسیدی چشماتو زود میبستی اخ قربونت اون خنده هات برم همون لحظه بودکه مامان هم یه آرزویی کرد که الهی به احترام این نعمت الهی تقدیر پسرهای گلم رومثل برف سفید وپاک قراربده الهی امین









اولین زمستون پارسا
