این روزهای ما
سه چیز وجود دارد که یک کودک میتواند به فردی بزرگسال بیاموزد:
شاد بودن،بدون احتیاج به دلیل
همیشه مشغول انجام کاری بودن
و اینکه بدانی چطور چیزی را که میخواهی،با تمام وجودت درخواست کنی.

پارسا جونم الان که مامانی این پست رو واست مینویسم شما 10ماه و23 روز سن داری
یه بلایی شدی که نگو هرروز یه رفتارجدیدازت میبینیم در عین حال که خیلی باهوش وزبل تشریف داری شیطونی هاتم یواشکیه 

ولی متانت رو عزیزم ازدست نمیدی خیلی آروم وسربه زیرهستی کمافی سابق همه فامیل حسرت نی نی مثل
شمارودارن آروم یه گوشه بازی میکنی وقتی هم که خسته میشی وسط بازی خوابت میبره




ازچهاردست وپارفتن که خبری نیس بیشترتلاشت واسه پاگرفتنه
پاهای نازتم که خسته میشه قیافه اتواین شکلی میکنی

مخصوصا وقتی میبینی داداشی باسرعت ازکنارت ردمیشه یه ذوقی میکنی که نگو دستاتومیذاری زمین وهمه بدنتومیکشی بالا مثل پیرزنها

این قدرووول میخوری یه عکس درست حسابی نمیشه گرفت

ازوقتی هم امتحانات داداشی تموم شده کارهرروزمون شده پارک رفتن
اونم پارکی که دلخواه شماباشه

حتما باید پرسروصدا وشلوغ وپرازبچه های جیغ جیغو
اگه باب میلتون نباشه یه اخمی میکنی که نگو

ازوقتی هم خونه جدید گرفتیم شما وداداشی توخونه بندنمیشین بهونه پارک وگردش دارین









همیشه باخودم میگفتم : اگه یه روز فرزندی داشته باشم،بیشتر از هراسباب بازی دیگه ای
براش بادکنک می خرم!
بازی با بادکنک خیلی چیزا رو به بچه یاد میده.
بهش یاد میده که باید بزرگ باشه اما سبک،تا بتونه بالاتر بره...
بهش یاد میده که چیزای دوست داشتنی میتونن توی یه لحظه،حتی بدون
هیچ دلیلی و بدون هیچ مقصری از بین برن،پس نباید زیاد بهش وابسته بشه..
و مهمتر از همه بهش یاد می ده که وقتی چیزی رو دوست داره نبایداونقدر بهش
نزدیک بشه و بهش فشار بیاره که راه نفس کشیدنش رو ببنده،
چون ممکنه برای همیشه از دستش بده..



این روزهای ما 

