پوریاپوریا، تا این لحظه: 19 سال و 4 ماه و 7 روز سن داره
پارساپارسا، تا این لحظه: 13 سال و 4 ماه و 3 روز سن داره

پوریا و پارسا

مطلب جامونده

از عالم و آدم و پوسیده گان خزان و زمستان خندان و شتابان به استقبال بهار میروند تا اندوه زمستان را به فراموشی سپارند و کابوس غم را در زیر خاک مدفون سازند و آنگه سر مست و با وجد و نشاط و با رقص و پایکوبی با ترنم این سرود طرب انگیز نو روز و جشن شگوفه ها را بر گذار می نمایند  جشن فـــرخنده فـــرودیـن است  روز بازار گـــل و نسرین است   سحرگاهان که شبنم آیتی از پاک بودن را به گلها هدیه میبخشند به آن محراب پاکش برایت آرزو دارم : خوب بودن ، خوب دیدن ، خوب ماندن را   واما پسرگلم باید مامانی فراموش کارروببخشی بااین مسافرت ناگهانی وبعدش جمع وجورکردن وسایل مسافرت وبعدش به دست آوردن دل فامیل هایی که ازب...
19 فروردين 1393

اولین بهارشکوفه زندگیم

بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک،  شاخه‌های شسته، باران خورده، پاک  آسمان آبی و ابر سپید،  برگهای سبز بید،  عطر نرگس ، رقص باد،  نغمة شوق پرستوهای شاد،  خلوت گرم کبوترهای مست ...  نرم نرمک می‌رسد اینک بهار  خوش به حال روزگار!  خوش به حال چشمه‌ها و دشتها،  خوش به حال دانه‌ها و سبزه‌ها،  خوش به حال غنچه‌های نیمه باز،  خوش به حال دختر میخک ـ که می‌خندد به ناز ـ ،  خوش به حال جام لبریز از شراب،  خوش به حال آفتاب.  ای دل من، گرچه ـ در این روزگار ـ  جامة رنگین نمی‌پوشی به کام،  بادة رنگ...
17 فروردين 1393

برای همسرمهربانم

  تو مرا میفهمی   من تو را میخوانم   و همین ساده ترین قصه ی یک انسان است   من تو را ناب ترین شعر زمان میدانم    و تو هم میدانی   تا ابد در دل من میمانی...  هوا را از من بگير....                   خنده ات را نه....!   خدا با دادن تو به من، بهشت رو روی زمین به من داد...    خيلى ميخوامت همه ى هستىِ من... دل نوشته :ازت ممنونم به خاطر همه محبت های بی منتی که درحق منو بچه هات داری آرزو دارم همیشه سالم وسرزنده باشی  ...
17 فروردين 1393

مابرگشتیم

سلام سلام وصدتاسلام به همه دوستای وبلاگی ونی نی خوشگلهای خودم که قربون همشون برم  اول ازهمه سال نوتون مبارک امیدوارم سال جدید روبا نشاط وسرزندگی کامل شروع کنین وسال نو براتون سالی باشه توام با سلامتی وموفقیت و جشن وسرور .انشالله جونم واستون بگه امسال واسه ما سال متفاوتی بود باوجود پارسای شیطون ما این عیدازاون عیدهای فراموش نشدنی بود (البت که ماپارسال هم حضورداشتیم کجا؟تودل مامانی مون)   پارسال تالحظه های آخرخونواده چهارنفره ما به هیچ جی فکرنمیکردالا عیددیدنی ودیدوبازدید لباس نو ووووولاغیر که یهویی بابایی تصمیم گرفت مارو سورپرایز کنه چون که ما با وجوداین وروجک دیگه خونه تکونی رو تعطیل کرده بودیم و...
15 فروردين 1393

خداحافظ 92

باز هفت سین سرور ماهی و تنگ بلور سکه و سبزه و آب نرگس و جام شراب باز هم شادی عید آرزوهای سپید باز لیلای بهار باز مجنونی بید باز هم رنگین کمان باز باران بهار باز گل مست غرور باز بلبل نغمه خوان باز رقص دود عود باز اسفند و گلاب باز آن سودای ناب کور باد چشم حسود باز تکرار دعا یا مقلب القلوب یا مدبر النهار حال ما گردان تو خوب راه ما گردان تو راست باز نوروز سعید باز هم سال جدید باز هم لاله عشق خنده و بیم و امید امروز 28اسفنده دیگه بایدباسال 92خداحافظی کرد امسال هم مثل همه سالهای دیگه باهمه خوبی هاوبدی هاش بارسفرروبسته ولی بااینکه امسال یکی از پراسترس ترین سالهای زندگی من بود ولی درعوض خدای مهربون وبخشنده یکی از بهترین وزیباترین آفریده ...
28 اسفند 1392

پسرم آقاشده

پسرگلم 14 اسفندواسه اولین بار رفت آرایشگاه مردونه البته که مامانی چندبار با اون قیچی کج وکولش حسابی از خجالت پارسا دراومده بود ولی این بار بابایی گفت میخوادکه شازده پسرمونو ببره آرایشگاه مردونه اخه نی نی 8 ماهه توآرایشگاه مردونهه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! !       خوب دیگه مااینیم دیگه نی نی هستیم ولی به بابایی ثابت کردیم مردشدیم خودشم ازنوع جهان پهلوان تختی .   اخ قربونش برم چقدراین فندق ما معصومه بابایی میگفت اقای آرایشگر مونده بود هاج وواج که این اولین باره یه قندعسل هشت ماهه میاد مغازش بدو رفته یه عروسک پشمالوآورده واسه پارسا که مباداگریه کنه ولی پارسا خوشگله افتخارن...
17 اسفند 1392