پوریا و پارسا

 


 

وقتی چشم به جهان گشودم. قلب کوچکم مهربانی لبخند و نگاهت را که پر از صداقت و بی ریایی بود احساس کرد. دیدم زمانی را که با لبخندم لبخند زیبائی بر چهره خسته ات نشست و دنیایت سبز شدو با گریه ام دلت لرزید و طوفانی گشت. از همان لحظه فهمیدم که تنها در کنار این نگاه پرمهر و محبت است که احساس آرامش و خوشبختی خواهم کرد.

مادر

 

تمام دنیای مادر

آرزوی مادر قدرت وزلالی دریا برای شما


نوشته شده در تاريخ سه شنبه 26 خرداد 1394 توسط نازی ||

مادربزرگ مهربونم

 

یادگار مادر ازدست رفته ام

 

چقدر بیتاب بودی برای دیدار مجدد بافرزندت

 

 

 

 

وچقدر دلتنگت میشویم وقتی خاطراتت را مرورکنیم 

 

 

 

 

دل نمیخواست جدایی تو  اما چه کند ؟

گردش چرخ نه بر دایره دلخواه است !!!! 

 

 

http://s3.picofile.com/file/8200990876/14_14_4.png

مادرم

 

تویی تک فرشته ی زندگیم

 

ومنم آن فردخوشبخت که

بالبخندت خوشبختی ام رامیبینم

 

وبانگاهت سرنوشتم را

مادرمن

 

چشمانی داردبه سیاهی شب

 

ونگاهش برقی داردمانندستارگان دل شب



لبخندی دارددریچه ی بهشت

 

واشک چشمانش همانندشبنم عشق



تاخواهم ازاوبگویم دل اززبان پیشی میگیرد

 

وزبان دربرابردل تسلیم میشود



زبان بندمی آیدوچشم می شوددریای عشق...



چه خوب است شنیدن دعای مادر

 

که زیرلب زمزمه میکند

 

وآن لحظه است که آینده ی درخشانم را



درمقابل چشمانم میبینم...



مادرم!



ای تمام سرمایه زندگانیم!



شراب باتوحلال است وآب بی توحرام

 

 

 

 

تا که بودیم،نبودیم کسی
کشت مارا غم و بی همنفسی
تا که رفتیم همگی یار شدند
خفته ایم و همه بیدار شدند
دوستان قدر آیینه بدارید چو هست
نه در آن وقت که افتاد و شکست….

 

 

 

25آذر سال 95

مادربزرگ مهربان ما مارو برای همیشه ترک کرد 

 

یادش گرامی

 


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 1 دی 1395 توسط نازی ||

تولد پوریای گلم شش ام تیره ولی چون شب احیا بود نخواستیم بی احترامی به مقدسات بشه وتولد پارسای نازنینم دهم تیر

 با چهار روز اختلاف  

به خاطرهمین10 تیر رو اختصاص دادیم به تولد گل های مامان ان شالله همیشه زیر سایه خدای مهربون پاینده وموفق باشن 

پوریای وپارسای گلم مامان وبابا روز ها ولحظه های خوبی رو براتون آرزومندیم هم من هم بابایی اول ازهمه سلامتی بعد ایمان وعلم وشکر گذاربودن به نعمت های وداده های خدا رو براتون آرزومندیم 

 

 

 

 

 

ازبس ورجه وورجه کردن نذاشتن یه عکس درست وحسابی بگیرم ازشون

 

 

 

 


نوشته شده در تاريخ شنبه 12 تير 1395 توسط نازی ||

 

درراه برگشت ازانزلی بابای مهربون پسرا رو برای ناهار مورد علاقه خوشگلای مامان تو رستوران برکه سورپرایزشون کرد 

 

 

 

 


نوشته شده در تاريخ شنبه 12 تير 1395 توسط نازی ||

ماسوله گیلان بهشت گمشده زمینی 

 

 

 

 

 

 

 

 

ساحل بازارچه ساحلی انزلی 

 

 

 

 

 

 

هتل ایرانیان انزلی

 

 

 

 

ساحل انزلی روبروی خانه معلم 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


نوشته شده در تاريخ شنبه 12 تير 1395 توسط نازی ||

تله کابین گردنه حیران

 توجاده آستارا بودیم که هوس کردیم بریم تله کابین بالای کوهای گردنه خیلی باصفا بود 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شیطون بلا چه ادا اطواری میاد موقع عکس گرفتن 


نوشته شده در تاريخ شنبه 12 تير 1395 توسط نازی ||

نزدیک های ماه رمضون اوایل خردادماه درواقع هشتم خرداد ذتصمیم گرفتیم یه سر بزنیم به سرعین واب درمانی های اونجا جای  همه دوستان خالی خیلی خوش گذشت یه شب موندیم سرعین وفردا صبح راهی انزلی شدیم 

 

 


نوشته شده در تاريخ شنبه 12 تير 1395 توسط نازی ||

تولد بابایی رو تو غذاخوری برکه گرفتیم تو سوز وسرمای زمستونی 10 دی ماه

 

 

 

 

 

 


نوشته شده در تاريخ شنبه 12 تير 1395 توسط نازی ||

 

آخرین مقصد ما سنندج بود

 

 

 

روز سیزده بدر رو توپارک زیبای سنندج بودیم بازم سرما وبرف های بهاری شروع شده بودن 

 

 

 

آخر سفرمون هم رسیدیم بناب شهر مادری بابا 

اتراق کردیم برای ناهار واستراحت بچه ها 

 

 

 

 

 

بالاخره مسافرت هفده روزه ما بالطف وعنات خدا به پایان رسید 


نوشته شده در تاريخ شنبه 12 تير 1395 توسط نازی ||

خانه معلم شهرزیبای کرمانشاه

 

 

 

 

 

طاق بستان

 

پارک شهر

 

 

 

 


نوشته شده در تاريخ شنبه 12 تير 1395 توسط نازی ||

 

وبالاخره لرستان زیبا

با کوههاو قله های بلندوچشمه های جاری ودشت های وسیعش واقعا گوشه ایی از بهشت خداست

برای اولین بار بود که به این مناطق میومدیم واقعا بهار زود تراز هرجای دیگه تو لرستان وخرم آباد بود  

 

 

 

وغذاخوری سید کنار تپه سرسبز با غذاهای لذیذش 


نوشته شده در تاريخ شنبه 12 تير 1395 توسط نازی ||
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 22 صفحه بعد
Design By: Gogoli-temp.blogfa.com