دوماهگی پازسا
بالاخره دوماه ازتولدته تاغاری مامان گذشته مامان هم کم کم داره قوای از دست رفته اش رو به دست میاره پارساکوچولو همچین تودل همه جاکرده که نگو همه فامیل دم به ساعت زنگ میزنن وهی اظهاردلتنگی میکنن که چرا نمیاریین پارسا روببینیم این وسط دلم به حال پوریای خوشگلم میسوزه بااین که بچه اس ولی مثل ادم بزرگ ها رفتارمیکنه اصلا به روی خودش نمیاره یه ذره حسادت تووجودش نیس برعکس وقتی پارسا گریه میکنه ناراحته میگه مامان پس چراتندتندبزرگ نمیشه بامن بازی کنه شش سالشه ومثل بیست ساله ها باپارسارفتارمیکنه نی نی مامان کل بعدازظهرروخوابه نی نی کوچولوی ماوقتی ازخواب بیدارمیشه وقتی داداشی پیشش باشه محاله گریه کنه فداش بش...
نویسنده :
نازی
19:11










