پوریاپوریا، تا این لحظه: 19 سال و 4 ماه و 2 روز سن داره
پارساپارسا، تا این لحظه: 13 سال و 3 ماه و 28 روز سن داره

پوریا و پارسا

کریسمس مبارک

وقتی آرزوموبه بابانویل گفتم اونم خندید وقتی که فهمید آرزوکردم یه باردیگه بهم نگاه کنی وبخندی مگرآرزوی کمی است داشتن لبخندتو ولی عزیزم مامانی یه آرزوهایی واسه نی نی هاش داره که بایدهرچه زودتر برآورده شه چون اگه تووداداشی بزرگ شین دیگه به درد نمیخوره مامانی هم که دوتانی نی بیشترنمیخوادبیاره درحقیقت آرزوبه دل میمونه میخوام عزیزم باورکنی که مامانی خواست ونشد مبادا وقتی بزرگ شدی احساس کنی مامان سهل انگاری کرده نه عزیزم خدا صلاح نمیدونه  فرزندم  امیدوارم بابانویل به جای کادوی زیبا تقدیرزیبابراتون هدیه بیاره   عشق مامان پوریاوپارسا   ...
11 دی 1392

اولین یلدای پارسا

یادمان باشد باآمدن زمستان اجاق خاطره هاراروشن بگذاریم    تادچارسردی فاصله هانشویم   چنین باشورونغمه شعرودستان  خرامان میرسد ازره زمستان شمردم من زچله تا به نوروز نمانده هیچ جزهشتادونه روز کنون معکوس بشماریدیاران که درراه است فصل نوبهاران به صدیلداالهی زنده باشی اناروسیب وانگورخورده باشی  اگریلدای دیگرمن نباشم توباشی وتوباشی وتوباشی                          ...
5 دی 1392

پارساجونم مریض شده

خوشگل مامان مریض شده توسه ماهگی .عزیزم میدونی مامانو باباچقدرغصه خوردن فکرمیکردیم یه طوری شدی عزیزم هرچی شیرمیخوردی بلافاصله بالا میاوردی اونم باچه وضعی تا عصرمامانی پنج شش دست لباس میپوشوندبهت  ولی همون دقیقا اول همشون کثیف میشد مامان دیگه طاقتش تموم شده بود شب وروز برات گریه میکرد ازغصه شب وروز نداشتیم چندتادکترخوب بردیمت میدونی همشون چی میگفتن اینکه نی نی ما یه کم شکموتشریف داره زیادشیرمیخوره حجم معدش پرمیشه مجبوره بریزه بیرون دکترامیگفتن هردوساعت یه بار بایدشیربخوری که شماهم ماشالله به نیم ساعت هم راضی نبودی همش میخواستی بغل مامان باشی وشیربخوری تازه دکتر گفته هرباربعدازشیرخوردن یکی دوباربایدبادگلوتوبگیریم نبایدبغل مامانی...
5 دی 1392

دوماهگی پازسا

بالاخره دوماه ازتولدته تاغاری مامان گذشته مامان هم کم کم داره قوای از دست رفته اش رو به دست میاره پارساکوچولو همچین تودل همه جاکرده که نگو همه فامیل دم به ساعت زنگ میزنن وهی اظهاردلتنگی میکنن که چرا نمیاریین پارسا روببینیم این وسط دلم به حال پوریای خوشگلم میسوزه بااین که بچه اس ولی مثل ادم بزرگ ها رفتارمیکنه اصلا به روی خودش نمیاره یه ذره حسادت تووجودش نیس برعکس وقتی پارسا گریه میکنه ناراحته میگه مامان پس چراتندتندبزرگ نمیشه بامن بازی کنه شش سالشه ومثل بیست ساله ها باپارسارفتارمیکنه نی نی مامان کل بعدازظهرروخوابه نی نی کوچولوی ماوقتی ازخواب بیدارمیشه وقتی داداشی پیشش باشه محاله گریه کنه فداش بش...
5 دی 1392

بازی خاص نی نی ما....

تاحالادیدی یه نی نی اینقدراروم باشه نی نی کوچولوی ما سه تابازی بیشتربلدنیس یابالوستر حرف میزنه مخصوصا وقتی روشن باشه یابادستاش بازی میکنه آخرسرهم که خسته بشه باکنترل tv                          ...
5 دی 1392

مونس مامان

  امروز پارسای عزیزم 167امین روز زندگی پراز شادیته عزیزم چندروز حال خوبی نداری پیش دکتربردیمت یه کم سرماخوردی فندق مامان ازشانس تو امسال زمستون خیلی داره دیگه بی رحمی میکنه چندساله توشهرمون همچین برفی ندیدیم سال 86 اولین زمستون داداش پوریا بود یه همچین زمستونی بود پارسای مامان دیگه اون خنده هاتو نمیبینم عزیزم ای کاش مامان جای تومریض میشد کم مونده دیگه ناشکری کنم بگم خدایا دلت اومد فرشته کوچولوی منو از سرما زمستونت حفظ نکنی ولی عزیزم این چیزی نیس که به خاطرش ناراحت باشی بیادعاکنیم واسه اون نی نی های بدحال که خداهرچه زودتر شفاشونوبده وقول بده مامان روبه خاطرسهل انگاریش ببخشی            &nb...
5 دی 1392

پوریای دورقمی

  پوریای عزیزترازجانم دورقمی شدنت مبارک اولین مسافرت پوریا(اردیبهشت87)   پوریاجونم اینجاتوده ماهه شدی ومابه خاطرجشن دورقمی شدنت به همراه خونواده بابا رفتیم زیارت امام رضا این دومین سفرمشهدته پارسال تودل مامانی هشت ماهه بودی که رفته بودیم پابوس اقا تواین سفرتوبه مامانی وبابایی ثابت کردی پسربزرگی شدی.خوش به حالت وروجک مامان امام رضاتوروطلبیده ماهم هم رکابت شدیم تواین سفرکه اولین مسافرت راه دورت بود خیلی نی نی خوبی بودی فقط یه کم عمه رواذیت کردی همش میرفتی بغلش البته من یه کم معذب میشدم خود عمه جون عاشقت بود دوس داشت فرشته کوچولوتوبغلش باشه فقط وقتی شیر میخوردی یا پوشکتوعوض میکردم می اومدی بغلم کم کم ب...
5 دی 1392

شیطنت های پوریا

  فرشته کوچولوی ما تویه سالگی یادگرفت ازپله هابالا بره البته اولش خیلی دوس داشت خودش تنهایی بره ولی میترسیدتااین که مامان مجبورشدخودش چندبارچهاردست وپابره ازپله ها تانی نی کوچولوش یادبگیره   پسرقندعسل مامن همیشه شیرین کاری میکنه چادرعمه شو سرکرده که شکل دخترا بشه الهی اگه گلم تودختربودی چقدرخوشگل میشدی  عینک مامانی روچراورداشتی عزیزم نمیگی چشمای خوشگلت ضعیف میشه ...
5 دی 1392